کد خبر: 1358107
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱
احسان شیخون 

در لحظه‌ای که هواپیمای ریاست‌جمهوری امریکا بر باند فرودگاه پکن نشست، جهان فقط شاهد ورود ترامپ به چین نبود؛ شاهد اعترافی خاموش از سوی واشینگتن بود. اینکه پروژه مهار چین، آن‌گونه که در سال‌های گذشته طراحی شده بود، نه‌تنها به نتیجه قطعی نرسیده، بلکه اکنون در میانه بحرانی جهانی، خود امریکا را به سمت نوعی مصالحه ناخواسته سوق داده است. کشوری که سال‌ها تلاش کرد چین را با تعرفه، محاصره تکنولوژیک، جنگ تجاری و ائتلاف‌های امنیتی محدود کند، اما حالا در میانه آشوب انرژی، بحران خاورمیانه و شکنندگی اقتصاد جهانی، مجبور شده دوباره پشت میز مذاکره با همان رقیبی بنشیند که زمانی وعده «مهار کاملش» را می‌داد. همراهی یک هیئت بزرگ اقتصادی از مدیران فناوری، مالی، هوافضا و انرژی با ترامپ، شاید مهم‌ترین تصویر این سفر باشد؛ تصویری که نشان می‌دهد حتی بخش‌هایی از سرمایه‌داری امریکایی نیز دیگر به استراتژی تقابل بی‌پایان با چین باور ندارند. برای بسیاری از شرکت‌های امریکایی، چین دیگر صرفاً یک رقیب ژئوپلیتیک نیست، بلکه بخشی از اکوسیستم حیاتی اقتصاد جهانی است که حذف یا فروپاشی‌اش می‌تواند به همان اندازه برای امریکا فاجعه‌بار باشد که برای خود پکن. امریکا اکنون با واقعیتی مواجه شده که در سال‌های نخست جنگ تجاری کمتر حاضر به پذیرشش بود، زیرا چین نه فروپاشید، نه منزوی شد و نه از مسیر رشد استراتژیک خود عقب نشست؛ برعکس، بسیاری از فشار‌های امریکا باعث شد پکن با سرعت بیشتری به سمت خودکفایی صنعتی، توسعه زنجیره‌های مستقل فناوری و گسترش نفوذ اقتصادی در جنوب جهانی حرکت کند. 
اما شاید مهم‌تر از خود چین، سایه ایران بر این سفر باشد. ترامپ در حالی وارد پکن شده که امریکا در خاورمیانه گرفتار بحرانی شده که تصور می‌کرد می‌تواند آن را سریع و کنترل‌شده مدیریت کند. محاسبه اولیه واشینگتن این بود که فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند تهران را وادار به عقب‌نشینی کند. اما طولانی شدن بحران، اختلال در انرژی جهانی و فرسایش تدریجی موقعیت امریکا نشان داد که ایران بسیار پیچیده‌تر و مقاوم‌تر از برآورد‌های اولیه بوده است. این وضعیت برای واشینگتن، تناقضی تلخ ایجاد کرده است. امریکا از یک سو چین را بزرگ‌ترین تهدید ژئوپلیتیک خود معرفی می‌کند، اما از سوی دیگر برای کنترل بحرانی که در خاورمیانه گرفتار آن شده، به همکاری همان رقیب نیاز دارد. این شاید روشن‌ترین نشانه فرسایش نظم تک‌قطبی امریکایی باشد؛ نظمی که زمانی بر این تصور بنا شده بود که واشینگتن می‌تواند همزمان در چند جبهه فشار وارد کند، بدون آنکه خودش مجبور به امتیاز دادن شود. 
چین نیز البته دلایل خودش را برای استقبال از این گفت‌و‌گو دارد. برخلاف تصویری که گاهی در غرب ساخته می‌شود، پکن علاقه‌ای به بی‌ثباتی شدید جهانی ندارد. اقتصاد چین هنوز به‌شدت وابسته به تجارت بین‌المللی، انرژی وارداتی و ثبات بازارهاست. افزایش قیمت نفت و ناامنی مسیر‌های انرژی، به‌ویژه در خلیج فارس، مستقیماً به رشد اقتصادی چین آسیب می‌زند. برای پکن، بحران فعلی یک معادله پیچیده است. از یک سو نمی‌خواهد در کنار امریکا علیه ایران قرار بگیرد و روابط استراتژیکش با تهران را تخریب کند، از سوی دیگر، ادامه بحران می‌تواند هزینه‌های عظیمی بر اقتصاد چین تحمیل کند. به همین دلیل، احتمالاً رهبران چین تلاش خواهند کرد نقش میانجی محتاط را بازی کنند؛ نقشی که هم تصویر بین‌المللی پکن را تقویت کند و هم مانع از انفجار بیشتر بازار انرژی شود. 
سفر ترامپ به پکن فقط درباره نفت و خاورمیانه نیست. در پشت در‌های بسته، احتمالاً مهم‌ترین پرونده روی میز، آینده فناوری جهانی است. طی سال‌های گذشته، امریکا تلاش کرد با محدود کردن صادرات تراشه‌ها و فناوری‌های پیشرفته، سرعت رشد چین در حوزه هوش مصنوعی و نیمه‌هادی‌ها را کاهش دهد. اما این سیاست، برخلاف انتظار اولیه، فقط به فشار بر چین منجر نشد؛ بلکه بسیاری از شرکت‌های امریکایی را نیز با زیان‌های عظیم مواجه کرد. اکنون بخش مهمی از نخبگان اقتصادی امریکا نگران‌اند که ادامه این جنگ تکنولوژیک، جهان را به دو اکوسیستم کاملاً جداگانه تقسیم کند؛ یکی تحت رهبری امریکا و دیگری تحت رهبری چین. همین نگرانی است که حضور مدیران ارشد فناوری در هیئت همراه ترامپ را معنادار می‌کند. 
در حقیقت، تضاد اصلی سیاست امریکا امروز همین‌جاست: واشینگتن می‌خواهد هم چین را مهار کند و هم از مزایای اقتصادی رابطه با چین بهره ببرد. اما هرچه رقابت ژئوپلیتیک شدیدتر می‌شود، جمع کردن این دو هدف دشوارتر خواهد شد. این تناقض را می‌توان در رفتار متحدان امریکا نیز دید. اروپا، ژاپن و بسیاری از اقتصاد‌های آسیایی، اگرچه از قدرت‌گیری چین نگران‌اند، اما در عین حال حاضر نیستند هزینه یک جدایی کامل اقتصادی از پکن را بپردازند. حتی در اروپا، که سال‌ها به واشینگتن نزدیک‌تر شده، اکنون نوعی خستگی از سیاست تقابل دائمی دیده می‌شود؛ به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد جهانی زیر فشار تورم، بحران انرژی و نااطمینانی ژئوپلیتیک قرار دارد. در نهایت، شاید مهم‌ترین تصویر این سفر نه در سالن‌های رسمی پکن، بلکه در خود واقعیت ژئوپلیتیک امروز جهان باشد. رئیس‌جمهور امریکایی که سال‌ها از ضرورت مقابله سخت با چین حرف می‌زد، اکنون در میانه بحرانی جهانی، با گروهی از مدیران اقتصادی به پکن آمده تا درباره ثبات، همکاری و مدیریت بحران گفت‌و‌گو کند. این صحنه، بیش از هر سخنرانی رسمی، نشان می‌دهد جهان وارد دوره‌ای شده که در آن حتی رقبا نیز دیگر نمی‌توانند بدون یکدیگر دوام بیاورند.

برچسب ها: ترامپ ، امریکا ، اقتصاد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار